دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

576

تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )

موسيقى غزلها هم بعضى از تفاسير را ايجاد كرده است . درعين‌حال كه در اين دوره قصايد عموما كيفيت روشن موسيقائى خود را حفظ كرده ، در غزل وزنهاى زنده و مايه‌هاى موجز شاعران پيشين جاى خود را به اوزان سست و يكنواخت داده است . دليل اين امر تكرار اوزان مطول مثلا بحر هزج ( تكرار چهارگانه مفاعلون در هر مصراع ) و انتخاب آنها از سوى شعرا بود چون آنها را قادر مىساخت تا فكرى بكر و بغرنج را در يك بيت شعر بگنجانند ولى اين مطلب نمىتواند مبين آرايش كسالت‌بار و يكنواختى هجاهاى كوتاه و بلند در يك وزن خاص باشد . اوزان مهيج و قوى و شادىآور را مىتوان بكرات در غزليات استادان سده هفدهم خواند كه يادآور اشعار استادان بنام پيشين است « 1 » . چنين مىنمايد كه موسيقى غزلها و مثنويها در جهت روح بردبارى و تحملى باشد كه عرفا تبليغ مىكردند و شعرا در مقابل يار و معشوق به كرنش و لابه‌گرى افتادند . مع‌الوصف جنبه موسيقائى شعر فارسى مسأله‌اى است كه تاكنون كمتر عنايتى را به خود جلب كرده و مستلزم پژوهشى درخور است . غزل نه‌فقط در موسيقى ، بلكه در زبان نيز جوهره خود را از دست داد . از ويژگيهاى غزل سبك عراقى فصاحت و بلاغت كلام و بيان بود . اين غزل از زبانى صيقل خورده و پخته بهره مىگرفت كه عناصر آن به نحوى شايسته به لحاظ دستورى و موسيقائى درهم تنيده شده بود . زبان در دست شعراى سبك هندى تا حدود زيادى سست و كم‌مايه شد ؛ نحو كه بيان زبانشناختى انديشه منطقى و محكم است ضعيف گشت و طرز بيان خاص غزل فروريخت ؛ واژگان عاميانه وارد شعر غنايى شد « 2 » . ورود واژگان عاميانه به تنهايى تعيين‌كننده نبود ؛ اين امر حتى مىتوانست بهره‌ور باشد چنانچه در ادوار بعد در دست شعرايى چون ايرج ( متوفى 1343 / 1924 ) و پروين ( متوفى 1320 / 1941 ) به چنين شاخصى دست يافت . تلاش رنج‌آور انتخاب زبان و تلفيق آن با ضعف بيانى و نحوى از كيفيت والاى طرز بيان شعرى كاست و يكى از جنبه‌هاى منفى شعر اين دوره و سبك هندى گرديد . از طرف ديگر در اشعار سبك هندى تنوعى از مفاهيم و معانى وارد شد كه در غزلهاى سبك عراقى ديده نمىشود . اين اشعار حاوى پاره‌اى انديشه جهانى ، نكات حكمت عملى ، احساسات عرفانى و مواعظ اخلاقى است كه با ارسال مثل شاعرانه و غيرمنتظره عجين شده است . ولى اشاره بايد كرد كه چنين انديشه‌هايى ملهم از يك نظام فكرى منسجم و يكپارچه نيست . اينها اشارات

--> ( 1 ) - درباره نمونه‌هاى برجسته‌اى از اين نوع اوزان نگاه كنيد به نظيرى ، ديوان ، ص 195 ( شماره 179 ) . ( 2 ) - مؤتمن ، تحول ، صص 365 ، 380 كه با تعدادى از اين كلمات و عبارات شروع مىشود .